**عکس های سریال ملکه سوندوک و خلاصه آن**
سلام امروز میخام عکسا و سه تا خلاصه از سایت های مختلو درباره سریال موردعلاقم بذارم.ملکه سوندوک.بیدامو از توش خیلی دوس دارم.اون پسر میشیله و عاشق داکمن همون ملکه سوندوکه.خلاصه یه سراتفاق میوفته و باعث میشه بیدام فک کنه شاه داکمن میخاد بکشتش.اون تازه فهمیده بود میشیل الهه زیبایی مادرشه.و میشیل تازه مرده بود.خودکشی کرده بود که به داکمن تسلیم نشه.بیدام اومد پیشش بهش گفت نمیخای بهت بگم مادر..نمیخای واسه ول کردنم معذرت خواهی کنی؟نمیخای بهم بگی عزیزم؟میشیلم خندیدو گفتچرا معذرت خواهی کنم؟لازمم نیس بهم بگی مادر.بعدش میمیره.بیدام اعلام استقلال میکنه ولی آخر تسلیم میشه و خودش میره اردوگاه شاه.جلو داکمن میمیره.و در لحظه آخر دستشو دراز میکنه.داکمن غش میکنه و سه روز بعد میمیره.مرگ بیدام در حدود از نظرم 30 سالگی واقعا دردناک بود.داکمن در حالی که رو به آفتاب نشسته بود و لبخند میزد.بعد یه قطره اشک از چشاش اومد و بعدش مرد.مرگی در اوج آگاهی و رضایت.
شاه شیلا بعد از بیماری می میرد.یکی از صیغه های وی به نام میشیل که نفوذ زیادی در ارتش دارد وصیت شاه را تغییر داده و شخصی که به منافعش نزدیک تر است را به سلطنت می رساند
بعد از اینکه شاه جدید نمی تتواند تمام خواسته های مشیل را اجرا کند ،میشیل کودتا کرده و نوه شاه را به سلطنت می رساند.
این شاه که شاه جین نام دارد صاحب فرزند دوقلوی دختری می شود که به گفته کاهنان باعث نابوی نسل مردان سلطنتی می شوند.شاه ناچار دختر دوم را به بیابان می سپارد و بعد از مدتی شاه جین پیونگکه پسری ندارد تا بتواند او را به عنوان جانشین خود انتخاب کند دخترش داکمن را به عنوان نایب السلطنه خود معرفی میکند….
بیدام: چون خائن شناخته شده هیچ داستانی ازش نیست و بدست بهترین دوستش یعنی کیم یوشین کشته میشه, چون بیدام خائن بوده باید جسدش بالای کوه رها میشد ولی چون یوشین عذاب وجدان داشت بیدام رو در نزدیکی کوهی در سرابئول دفن میکنه و بعد از مرگ خودش تو متنی برای بچه هاش نوشته ای میزاره که منو در فلان نقطه دفن کنید. چون یوشین میدونست که اگر چونچو بفهمه که بیدام کجا دفن شده مقبره اش رو خراب میکنه بخاطر همین دستور میده کنار دست بیدام دفن کنن, بخاطر همین دیگه چونچو بیخیال میشه و به مقبره ی بیدام دست نمیزنه. بالای سنگ های مقبره هر یکی در میون عکس مار مشکی (نماد بیدام) و ببر آبی رنگ (نماد کیم یوشین) هستش. یوشین تا اخرین روز نتونسته بود خودش رو ببخشه و با این کاری کرد خواست تا بیدام از ذهن مردم پاک نشه ولی تمام داستان هایی که در رابطه با بیدام بود در تاریخ حذف شدن و فقط تعداد کمی مونده.
بیدام پسر پادشاه جینجی و میشیل بود استادش گوکسئون مونو بود که قوی ترین هوارانگ شیلا به حساب میومد (هوارانگ: یعنی گروه هایی که در زمان جنگ به نقاط مختلف شیلا فرستاده میشدن و سرباز هارا هدایت میکردن, قدرت رزمی بالایی داشتن) رئیس هوارانگ مونو بود. گوکسئون مونو 21 سال بیدام رو سخت اموزش رزمی داد و بیدام هم با دست تقدیر و خواست خدا وارد قلعه ی سانتا پایتخت شیلا شد که بعد از ورود بیدام مونو هم به دنبال بیدام اومد. تنها کسی که میتوانست جلوی بیدام رو بگیره (از لحاظ قدرت) فقط مونو بود, بیدام به قول تاریخ نویسان مثل شمشیر 2 لبه ای بود که همیشه اسیب خودش رو میزد ولی خیلی هم بدرد بخور بود. بیدام برادر بوجونگ بود و محل مرگش هم توی قلعه ی جنوبی شیلا بود و توسط یوشین بعد از 3 روز جنگ متوقف شد. بیدام که زخمی شده بود و خونی که از دست میداد به همراه خستگی ای که داشت باعث شد تا دیگه توان ادامه دادن نداشته باشه, بعد از تار و مار کردن 1 لشکر متوقف شد
سلام هاله14ساله هستم من با بهترین مطالب از همه موارد......بچه های مدرسه تربیت خوش اومدید.**hedi337@yahoo.com